مصاحبه اختصاصي من با حميدرضا نوربخش

2 ساعتي از شروع برنامه مي گذشت و من
هنوز چشمم داخل جمعيت به دنبال مديرعامل خانه موسيقي مي گشت، بعد از شنيدن آلبوم
پنهان چو دل خيلي به آثار و صداي نوربخش علاقهمند شدم و امشب هم در همايش نقارهپژوهي
و منقبتخواني موسسه آفرينشهاي هنري با وجود لذت فراواني كه از صداي استيد بزرگ
مداح و نيايش خوان بردم اما هنوز دنبال حميدرضا نوربخش ميگشتم.
كم
كم داشتم نا اميد مي شدم كه ناگهان از در پشت سالن به همراه دكتر نعيمايي استاد
بزرگ موسيقيپژوهي ايران، وارد سالن شد، مجري برنامه امير حسين مدرس بود، با همان
متانت و وقار هميشه به دوست قديمي خودش كه يك جورايي هم با يكديگر در آواز هم سنخ
هستند خوش آمد گفت، البته مطمئن بودم از مردمي كه داخل سالن هستند شايد به اندازه
انگشتهاي يك دست هم نوربخش را نشناسند و اتفاقا هم همين طور شد.
برنامه
رو به اتمام بود و من هم منتظر تا بتوانم بالاخره با يكي از شخصيتهاي مورد علاقه
ام در حوزه تخصصي يعني موسيقي گپ و گفتي داشته باشم.
به
محض اتمام برنامه اكثر جمعيت ريختند دور مدرس و شروع كردند به عكس گرفتن و گپ زدن،
چند تا استاد هم رفتند به سمت نوربخش، من هم به رسم ادب چند دقيقهاي ايستادم، كم
كم اطرافش خلوت شد، رفتم جلو سلام كردم و گفتم از روزنامه قدس آمدم تا چند دقيقهاي
مزاحمتان باشم، با روي باز و به گرمي از من استقبال كرد، نحوه برخورد و حرف زدنش خيلي
به استادش يعني محمدرضا شجريان شبيه بود، مخصوصا لبخند هميشگي روي لبش كه تا آخر
مصاحبه ياريم ميكرد.
اول
بحث را با اوضاع موسيقي كشور و كيفيت آثار ارائه شده در سال 87 شروع كردم كه به
اسرار خود آقاي نوربخش اين قسمت خبري نشد، گلايههايي داشتاز بيتوجهي مسوولان به
هنرهاي اصيل و ناب ايراني و در مورد اوضاع موسيقي در شهر مشهد هم در بحث آواز خيلي
دل گرم بود اما نسبت به نوازندگي زياد اطلاعاتي نداشت، در مورد آثار خودش يعني
پنهان چو دل با گروه شمس و آسمان با گروه شهنازي صحبت كردم (پيشنهاد ميكنم اگر به
دستگاه چهارگاه موسيقي ايراني علاقه داريد حتما آلبوم آسمان نوربخش را گوش كنيد) و
كمي هم نسبت به اجراهاي 4 شبش با گروه عارف نقد زدم، نقدها را خيلي راحت قبول كرد
و علت ضعفش در 2 شب از 4 شب كار با گروه عارف را خستگي و عصبانيت عنوان كرد، كاملا
به او و ساير هنرمندان در اين حوزه حق ميدهم.
از
آثاري كه در راه دارد پرسيدم، مژده داد كه به زودي يك ساعت اجرايش با كيهان كلهر
كه به گمانم در سالن اپراي پاريس اجرا شد و در راست پنجگاه بود منتشر خواهد شد.
كاملا متوجه شدم خسته سفر با هواپيماست و به همين دليل خيلي زود رفتم سراغ مصاحبه:
****
سلام آقاي نوربخش، به مشهد مقدس خوس آمديد، ابتدا نظرتان را در مورد برپايي همايش
ملكوت هشتم بفرماييد،
حركت
آستان قدس رضوي در برپايي اين همايش جاي تقدير دارد چرا كه پژوهش در مناجاتخواني،
منقبتخواني و نيايشهاي اصيل ايراني و اسلامي جزو ضرورتهاي فرهنگي و هنري است و
پرداختن به مناجاتخواني و نيايشهاي بومي و اصيل ايراني كه در تمام مناطق كشور با
گويشها و لهجههاي مختلف وجود دارد از جمله ضرورتهايي است كه آستان قدس رضوي طي
دو ساتل گذشته به آن پرداخته است.
****
جناب نوربخش! در مورد سابقه مناجاتخوانيهاي اصيل ايراني و وضعيت فعلي مداحيها
در ايران از ابعاد موسيقايي كمي توضيح ميدهيد؟
مناجاتخواني
و نيايشهاي بومي از جمله سنتهاي اصيل و بسيار ملكوتي و مردمي ايران در نسلهاي
گذشته بوده و متاسفانه به دلايل مختلف از جمله بيتوجهي مردم و مسوولان اين سنتهاي
نيكو و اسلامي در گذشت زمان به فراموشي سپرده شده و همين امر ضربات بدي را به بدنه
هنر مناجاتخواني و مداحي كشور ما زده است.
****
به نظر شما راهي براي احياي مجدد اين هنرها وجود دارد؟
بله،
احياي مستندات تاريخي هنر مناجاتخواني ايراني از جمله اصليترين راههاي زنده نگه
داشتن اين هنر اصيل است، اين هنر از جمله هنرهاي فاخر سرزمين ما بوده كه به مرور
زمان و به دليل بيتوجهي رو به فراموشي ميرود اما به نظر من اگر آسيبشناسي
گستردهاي در اين حوزه توسط پژوهشگران انجام پذيرد و مسوولان هم اهتمام ويژهاي
نسبت به احياي اين سنت كهن ايراني داشته باشند، باز هم مناجاتخواني ميتواند در
ميان مردم هنردوست ما جا باز كند.
****
نظرتان در مورد مداحيهاي ارائه شده در نسل جديد جامعه مداحان ايران از بعد شعر و
موسيقي چگونه است؟
متاسفانه
برخي مداحيها و مناجاتخوانيهايي كه در دوره فعلي بدون توجه به محتواي اشعار و
ملوديهاي به كار رفته انجام ميشود، اگر نگاهي به گذشته خود داشته باشيم ميبينيم
كه مداحي و نيايش از جمله فاخرترين و جذابترين هنرها بوده كه در ميان عموم مردم
جايگاه ويژهاي داشته و حتي مداحان و مناجاتخوانها هم از هنرمندترين افراد جامعه
بودهاند، اما متاسفانه امروز ميبينيم همان بلايي كه بر سر موسيقي ما آمد، گريبان
مداحي ما را هم گرفته و مداحان جوان ما بدون توجه به اين سبقه تاريخي و پتانسيل
فراوان آواز ايراني در حوزه مداحي، اكثرا روي به اشعار و ملوديهاي كم محتوا ميآورند.
****
به عنوان يك آوازخوان حرفهاي و مديرعامل خانه موسيقي در راستاي زنده نگه داشتن
هنرهاي موسيقايي و ملوديك ايران، به جوانان چه توصيه ميكنيد؟
از
مداحان، مناجاتخوانها و تعزيهخوانهاي جوان درخواست ميكنم كه با شركت در همايشهاي
پژوهشي و تحليلي كه به بررسي و ارائه آثار
اصيل و فاخر نيايشهاي ايراني ميپردازند، سطح اطلاعات و در نتيجه كيفيت آثار خود
را ارتقا دهند. به نظر من حضور در همايشهايي مانند اين همايش نقارهپژوهي و
مناجاتخواني كه توسط آستان قدس رضوي برگزار شده براي تمامي جوانان لازم است، چرا
كه جوانان هنرمند ميتوانند با آگاهي بيشتر و عموم هم ميتوانند با اطلاع از هنرهاي اصيل و جالب داخلي، از نفوذ
ضدفرهنگهاي بيگانه جلوگيري كنند.
****
در
انتها بد نيست مختصري از زندگي حميدرضا نوربخش را بخوانيد تا بدانيد مديرعامل
آوازخوان خانه موسيقي در كجاي هنر اين مرز و بوم قرار دارد؛
وي
اول آبان ماه 1344 در قم به دنیا آمد. از سال 1355 ردیف آوازی را نزد پدر و با
راهنماییهای زنده یاد تاج اصفهانی آموخت. پس از آن در سال 1359 فراگیری ردیف آوازی
استاد محمود کریمی را آغاز کرد.
سال
63 در رشته حقوق مشغول به تحصیل شد و از سال دوم تحصیل در کلاسهای استاد محمد رضا
شجریان حاضر شد. سال 1367 دوره عالی آواز را در کنار چند تن از شاگردان برگزیده دیگر
در محضر استاد شجریان گذراند. از سال 67 تا 71 نیز از محضر استاد عبادی بهره گرفت.
او
از سال 74 تدریس آواز در کلاسهای فوق برنامه دانشگاه تهران و جهاد دانشگاهي تهران
را آغاز کرد و سال 1371 مدیر بخش آموزشهای هنری جهاد دانشگاهی شد.
سال
1372 در ترکیب گروه پایور قرار گرفت و به همراه گروه به سرپرستی فرامرز پایور در
تالار وحدت در تهران به اجرای برنامه پرداخت. یک سال بعد نیز آلبوم "پرده
عشاق" با صدای نوربخش و آهنگسازی استاد پایور به بازار عرضه شد و سال 1374 به
همراه گروه پایور برای اجرای کنسرت به اروپا رفت.
نوربخش
از سال 1375 به مدت دو سال مدیریت هنرستان موسیقی پسران را بر عهده گرفت. همزمان
با مدیریت هنرستان فعالیتهای موسیقایی خود را نیز ادامه میداد. سال 1375 به
همراه گروه همنوازان در فستیوال سروانتین مکزیک شرکت کرد. همان سال به همراه این
گروه کنسرتهایی نیز در کشور های امریکای لاتین از جمله کلمبیا، برزیل، شیلی،
آرژانتین و اروگوئه برگزار کرد.
اما
سال بعد همکاریش را با پرویز مشکاتیان در گروه موسیقی عارف دنبال کرد و کنسرتی با
این گروه در تهران به روی صحنه برد. سال 1376 نیز آلبوم "همایون" کار
مشترک گروه عارف و نوربخش به بازار عرضه شد. همان سال دومین تور اروپای خود را نیز
به اجرا در آورد.
او
همچنین در جشنوارهها و فستیوالهای متعددی شرکت داشته است که از آن جمله میتوان
به حضور در جشنواره هنرهای سنتی آسیا و اقیانوسیه در سال 1380 اشاره کرد.
از
سال 1380 نیز فصل تازهای از فعالیتهای خود را با حضور در گروه شهنازی به سرپرستی
داریوش پیرنیاکان دنبال کرد و کنسرتهای متعددی از سال 80 تا 83 در اروپا و ایران
برگزار کرد.
نوربخش سال 1384 و 86 نیز با گروه موسیقی شمس به
سرپرستی کیخسرو پور ناظری به اجرای کنسرت در تهران و پاریس پرداخت. علاوه بر این
سال 1386 نیز به همراه کیهان کلهر در تئاتر شهر پاریس به اجرای کنسرت پرداخت.
آلبوم "آسمان" با همراهی گروه شهنازی
و آلبوم "پنهان چو دل" از آخرین آثار او به شمار میآیند.
از
سمتها ومسوولیتهای نوربخش میتوان به عضو هیئت مدیره خانه موسیقی و همچنین کانون
خوانندگان سنتی خانه موسیقی، مدیر عامل خانه موسیقی، عضو شورای راهبردی معاونت هنری
وزارت فرهنگ و هنر ارشاد اسلامی، عضو شورای عالی خانه هنرمندان اشاره کرد.














